عید امسال سرآغاز خوبی برای میشا بود اولین مسافرت خارج از کشور ، اولین مسافرت خارج از استان خودش رو انجام داد با این مزیتها که تمامی کسانی که دوسشون داره شهین جون و بابا جون ، اشی و بابایی (مادر بزرگها و بابا بزرگها)و دایی و زن دایی و عمو همه اشون پیشش بودند و تمامی لحظات خوشش با اونا بود خلاصه عید خوبی واسش بود واسه ما هم بغیر کم که از 29 اسفند تا 14 فرورودین بدون استثنا شبها ساعت 2.5 خوابیده و صبح زود بیدار شدیم خوب و بیاد ماندنی بودو خیلی خوش گذشت.تو این مدت البته بعد تعطیلات دو اتفاق افتاد که خیلی جالب بود یکی تغییر رویه هاله تو کارش بود همیشه بهش غر میزدم که مریض ویزیتی قبول نکن خسته میشی  مثل بقیه سر هر چیز کوچکی اسم یه عمل جراحی نسج نرم یا سخت رو بزار قبول نمیکرد که مریضها همه یکی هستند و دیروز که نشسته و حساب در آمد ماه پیشش رو میکرد دیدم خیلی خیلی بیشتر از ماههای گذشته  هست و وقتی دلیلش رو پرسیدم گفت هرکی بعد من اومده سرکار(پزشکان) الکی سر هزچیزی اسم یه عمل جراحی گذاشته و ویزیت نکرده و کلی بیشتر از من در آمد داشته و منم همین کار رو کردم و همه اش مریضهای اندو قبول کرده و هر چیزی رو یه عمل جراحی عنوان کردم .و دومین مطلب تولد من بود (19 فروردین) که متاسفانه خیلی خیلی از کسانی که انتظار داشتم یه SMS خالی هم نزدند و کسانی که تصور نمیکردم بدونند تولد کی هست واسم کادو هم دادند و 19 با هاله دوتایی جشن گرفتیم و دیروز هم مامان یه جشن تولد گرفته بود و امشب هم که بخونه دوستم رفته بودیم دیدم خانمش ترتیب یه جشن رو داده و کیک و بقیه چیزها رو مهیاکرده بود که امشب خیلی خیلی بهم حال داد.خوب اینم از احوالات سال نو.ضمنا سال نو همه شما مبارک