داشتم فکر میکردم این عدد صفر و یا بعبارتی صفرها در زندگی آدما چقدر تاثیر گذار و تعداد اینها برای بعضی ها چقدرمهم و برای بعضی ها چقدرخنده داره.از اول شهریور درگیر یه وام یکصد میلیونی تومنی بودم تا اینکه یکهفته پیش اطلاع دادند وام حاضره برم وام رو بگیرم ضامن خواستند که دو نفر رو معرفی کردیم که یکی مدیر شرکتی هست و بخاطر اینکه پرونده اعتباری نداشت گفتند نمیشه و من بهش تلفن زدم و اون به بانک زد و  گفت الان تو حساب شرکت یک میلیارد و ششصد و خورده ای میلیون تومان پول هست یعنی من نمیتونم ضامن صد میلیون تومن بشم!!؟ یعنی صد میلیونی که من کلی بهش احتیاج داشتم واسه اون همچی رقم قابل ملاحظه ای نبود خلاصه همانروز بعد اتمام کار و واریز مبلغ که به شرکت برگشتم یکی از همکارا اومد و گفت اگه بهمه اون پول احتیاج ندارم 10 میلیونش رو به او بدم با مادر خانمش اختلاف پیدا کرده و الان میخواد بره  جای دیگه خونه بگیره و اون بجای من اقساط اون 10 میلیون رو بپردازه که خوب بعد از شنیدن اینکه من این پول رو واسه چی گرفتم و بقول مثل تا دینار آخر لازم دارم چیزی نگفت و رفت و چند ساعت بعد که برای عقد قرار داد با شرکتی رفته بودم زود بمحل رسیدم و کمی پایین برای گذشتن زمان  کافی نت یکی از همکارا رفتم (که به تازگی از شرکت جدا شده) اونجا نشسته بودم ویه نفر مشتری داشت و سر یه اشکال کوچیک گیر کرده بود و کلافه شده بود رفتم پیشش و داشتم به اون کمک میکردم که یکی با داد و بیداد اومد که گفته بودی پول میریزم و هنوز واریز نکردی و کلی حرفو حدیث که همکارمون برگشت گفت میدونم بخدا ندارم از همه شرمنده ام از دوست آشنا مشتری و دیگه نتونست ادامه بده و اون مرد هم که اوضاع رو دید گفت من میرم غروب میام .باور کنید از اینکه دیدم یه نفر اونطوری پیش مشتری پیش غریبه پیش من خراب شد خیلی خیلی ناراحت شدم و بعد برطرف شدن مشکل بیرون رفتم و با اون شرکت قرار داد رو بستم و بعدش به اون همکارم زنگ زدم که من سرم شلوغه بیا مقداری از کارهای اون شرکت رو تو انجام بده که بلکه قسمتی از مشکلاتش رو بتونه برطرف کنه .که متاسفانه اونقدر بهم ریخته بود که خودش گفت فکر نمیکنم بتونم حواسم رو جمع کنم و از عهده اش بر بیام در صورتیکه من میدونم خوب میتونه.و دیروز هم یکی از دوستام زنگ زده بود که میخواد با خانمش و پسرش واسه این چند روز تعطیل برن مالزی و اسم من و هاله رو هم اونجا مینویسه البته چون جاها پر شده واسه هرنفر صد هزار تومن بیشتر میده تا ثبت نام کنه که من گفتم بخاطر میشا نمیتونیم و میشا رو هم دلمون نمیادتنها بزاریم و اونها برند .بعدش با خودم گفتم چه دنیایی یکی بخاطر اینکه حتما بتونه بره نفری صدهزارتومان بیشتر به تور میده و یکی بخاطر یکدهم اون پول چکش برگشت میخوره.