دیروز رفتم جواب آزمایش دوم رو گرفتم خوشبختانه اون مقدار افزایشی که تو قبلی بود کم شده یعنی تفاوت مقداری که نشون میده با رنج نرمالش از 80 به 20 رسیده و کلی خوشحال شدم و امیدوارتر.فقط میدونید یه مشکلی گریبانگیرم شده و اون مسئله رسیدن  به همسرمه میدونید تا اونجایی که میتونم از صبح بهش تلفن میزنم اس ام اس میفرستم ولی شب که میرم دیگه اون توان در من نمیمونه که زیاد باهاش باشم و خوب طبیعتا دلگیر میشه هر چند طفلک دیشب هیچی نگفت (از ساعت 10 خوابیدم تا صبح و قابل توجه که 8 بخونه رسیده بودم ) باور کنید هر کاری میکنم نمیشه خوب مثلا همون برنامه دیروز رو بگم از 7 صبح تا 15.30 که اداره بودم بعدش بلافاصله رفتم سرکلاس حالا چه چرندیاتی گفتم بمونه بعدش رفتم خونمون سر زدم ببیینم دزدی نیومده چیزی نشده از اونجا به شرکتی که مشکلی براش پیش اومده بود و تماس گرفته بودند رفتم و مشکلشون رو حل کرده و بعدش به کلوب رفتم فیلم گرفتم و سپس خونه (خونه پدرخانمم ) رفتم و شام خوردم بعد مثلا گفتم کمی دراز میکشم و بعد میام میشینم که دراز کشیدن همانا و خوابیدن همان.صبح که بیدار شدم اونم بیدار بود و برعکس تصورم اصلا هم چیزی نگفت ولی میدونید خیلی عذاب وجدان گرفته ام حس میکنم تو این مدت اونطوری که باید و شاید بهش نمیرسم  امروز سعی میکنم زودتر برم و باهاش بیشتر باشم.