5 تیر سالگرد ازدواجمونه ،5 سال گذشت خیلی چیزها بدست آوردیم که در راس اونا زیباترین  و بهترین هدیه خدا یعنی میشا قرار داره و یک زندگی توام با عشق رو بنا کردیم ولی متاسفانه در قبال اینهمه خوبیها یه چیز رو از دست دادیم و اون تحملمون هست .نمیدونم خیلی بد شدم یعنی کوچکترین  مسئله منو وادار به تنش میکنه در صورتیکه آرزوی قلبیم نیست بقول هاله دیگه اون علی نجیب نیستم .بعد هر مسئله وقتی خوب فکر میکنم می بینم میتونستم یه رفلکس خوب داشته باشم ولی متاسفانه وقتی یه فلش بک می زنم می بینم خرابش کردم دست خودمم نیست هرچی هم فکر میکنم می بینم واسه این رفتارام دلیل خوبی ندارم البته اگه بخوام توجیه کنم که صدتا دلیل میتونم واسه دیگرون بیارم ولی واسه خودم دلیل قانع کننده ای ندارم و این خودمم که در مقابل وجدان خودم محکوم میشم.تصمیم گرفتم دیگه از آغاز سال جدید زندگیمون سعی کنم در مقابل همه چیز واکنش مثبت نشون بدم حالا چقدر موفق میشم نمیدونم دعام کنید.