عکسهای جدیدپرنسسم


این عکسهایی که می بینید رو قبل روز تولد تو آتلیه از پرنسسم گرفتیم که تعدادشون زیاده و من چند تا چند تا تو وبلاگ میزارم و اما روز تولد :چهار شنبه 11 اردیبهشت تولد میشا بود که یه جشن خودمونی گرفته مراسم اصلی رو جمعه برگزار کردیم که از همون سه شنبه اش من دست بکار شده و مشغول خرید بودم و جمعه مهمونا رو برای نهار به یه رستوران دعوت کرده بودیم که اول تصمیمون این بود که همه رو برای غروب بخونه دعوت کنیم بعدش برای شام بریم رستوران که گفتند شاید بعد مراسم بعضیها نتونند رانندگی کنند و از این جور مسایل ما قرار شد اول مراسم نهار رو برگزار کنیم. که همه اومدند بغیر خانم پاتو و شوهرشون که یه عذر خیلی خیلی موجه و قابل قبول داشتند ولی جاشون خیلی خالی بود و بعد نهار همه برگشتیم خونه و مراسم تولد ، که همه چیز بنحو احسن اداره شد و بهمه خوش گذشت و اولین تولد دخترم هم اینطوری تموم شد.فقط یه نکته خیلی جالب اتفاق افتاد که تو جمع یه خانمی بود که از فامیلهای هاله بود و کمی با من صمیمی و بدون اطلاع از جریان من و خانم پاتو وسط های جشن بهم گفت بیا یه جوک خوب بدم بخونی و موبایلش رو بهم داد و گفت که شوهر خانم پاتو فرستاده و خوندم و گفتم خیلی جالب و خنده دار بود و برگشت گفت ...(شوهر خانم پاتو) زود زود اینطوری جوک های باحال رو واسش اس ام اس میفرسته .البته شاید بعضیهاتون که از جریان من و خانم پاتو باخبر هستید بگید عمدی نشون داده ولی نه کاملا مطمئن هستم که عمدی نبوده و تو کل فامیل بغیر من و هاله و خانم پاتو و شوهرشون کسی از موضوع خبردار نیست البته بعضی از شما هم که چندین ماه پیش موضوع رو خونده اید.بهرحال امیدوارم روزی بشه که تولد 18 سالگی پرنسسم رو جشن بگیریم.