تولد میشا
یکسال گذشت پارسال درست همین لحظات بود که اولین بار میشا رو دیدم اولین نفر بودم که میشا رو می دیدم بعد سه چهار ماه فشار روحی و شمردن روزها پرنسسم بدنیا اومد چه لحظاتی همه بیرون واستاده بودند که این کوچولو رو ببینند و منم درست پشت در اتاق عمل بودم به لطف هد نرس که مریض بابا بود درست پشت در اتاق عمل بودم میشا رو آوردند یه کوچولوی ناز چه روزهایی ، لازم هست که اینجا از چند نفر که تو اون روزای سخت منو تنها نگذاشتند تشکر کنم از رهای عزیز که همیشه با نوشته هاش بهم روحیه میداد از لیلای عزیز(لی لی حوضک) که نوشته هاش نوید دهنده روزهای خوش بود و نجمه که یک دوست مهربان بود واز بقیه دوستان که تو اون روزای سخت پابپای من روزها رو گذراندند از همتون متشکرم. و اما تولد میشا که روز جمعه برگزار میشه که حتما عکساشو براتون میزارم.فعلا لیست بدست باید اینجا و اونجا رفته خرید کنم فعلا بای.