سلام

بالاخره منم بعد مدتی تونستم دست به صفحه کلید بشم(آپدیت دست بقلم)تازه اونم بخاطر پرنسسم.این عکس هم که می بینید از عکسهای قبلی پرنسسم هست.این اسفند ماه تموم بشه یه نفس راحت میکشم چند وقت بود حسابرسان بیمه اومده بودند و کمی سرم به اونا مشغول بود و بقیه اش هم که آخر سال و این همه کار بگذریم از پرنسسم بگم که بعد دو هفته خوب خوب شد و اون دو روز تعطیل یه روزش که با دخترم تا 12 صبح خوابیدیم تا اینکه هاله نگران شده بود و اومد دوتامون رو بیدار کرد و بعدش تا شب با هم بازی کردیم و فردایش هم دوباره کلی خوابیده و کمی بیرون رفته و بخونه برگشتیم.هوا که خوب شده پرنسسم هم خوشحاله آخه میدونید دیگه لازم نیست تو ماشین شال و کلاه بزاریم .تازگیها هم یاد گرفته جورابهاشو درمیاره یه لحظه با جوراب نمیتونه بشینه و موقع در آوردن اول بمن نگاه میکنه من که میخندم و میگم آفرین میشا میخنده و بعدش زیر چشمی به هاله نگاه کرده اون یکی رو درمیاره.این دختر بالاخره میونه من و هاله رو بهم میزنه من تشویقش میکنم هاله هم میگه اینطوری نکن سردش میشه. عید هم که مسافرت رفتنمون از طرف هر دو خونواده وتو شد و قرار گذاشتیم گردشهای یه روزه بریم و این سیزده چهارده روز که هم من شرکت نمیرم و هم مطب هاله تعطیله همه اش با پرنسسمون باشیم .خلاصه پرنسسم خوب شده از همه خاله هاش و دوستاش تشکر میکنه که بفکرش بودید و منم از اینکه این همه بفکر پرنسسم هستید ازتون ممنونم.