دیشب بعد  یه مدت آرامشی بهم دست داد و حس کردم تونستم برای چند ساعتی بابای خوبی باشم میدونید چندین وقت بود که احساس میکردم پدر خوبی نیستم صبحها وقتی پرنسسم خواب بود سرکار میرفتم و وقتی شب میخواست بخوابه می دیدمش اونم خسته و دیروز این طلسم رو شکستم و ساعت 19 بود که به  خونه رفتم و تا 22 با عروسکم بودم بدون اینه به کاردیگه ای برسم  میدونید همچی میخندید همچی کیف میکرد که هاله سرو صداش در اومد که چه خبرتون چی کار میکنید شما پدر و دختر و آخرش دست از کار کشید و اومد پیش ما.میدونید طفلک پرنسسم از تعجب خشکش زده بود سرش رو اونور میکرد هاله رو میدید که داره باهاش حرف میزنه اینور رو نگاه میکرد من باهاش بازی میکردم بدنش رو ماساژ دادیم کتاب خوندیم خلاصه دیشب کلی بهش خوش گذشت و سعی میکنم حداقل هفته ای سه چهار روزاینطوری با پرنسسم باشم.داشت یادم میرفت پریروز هم بردیم دکتر برای یه چکآپ کلی و همه چی عالی بود اندازه دور سر ، قد  ، میزان رشد فقط خانم دکتر گفت این میشا خانوم کمی وزنش زیاده و تپلی شده  اگه اینطوری پیش بره باید بره ورزش ،اونم از دکتر میشا. ضمنا از زنان کوچک متشکرم که با نظراتشون!!؟ لطف خود رو از من دریغ نمیکنند.(آخرین نظری که در مورد تشابه من و میشا نوشته بودند)