اولین قدم
میدونید بنظر من خیلی مهمه که زن و شوهر شرایط روحی و جسمی و مادی لازم برای بچه دار شدن را داشته بعد اقدام به این کار بکنند یعنی با برنامه ریزی چون اون وقت آمادگی کامل برای پذیرش یه کوچولو رو خواهند داشت .خیلی وقتها شنیدم که خانمی باردار بوده و لفظ تصادفی یا ندونسته باردار شدن را بکار برده که بنظر من کاملا اشتباهه ،چون اون بچه برای اونا حکم یه مهمون ناخوانده را خواهد داشت و اون لذت به استقبال رفتن بچه داری و بچه دار داشتن و اینکه کی وقت آزمایش میشه و هول کشیدن که بنظر من خودش یه لذته (البته اگه جواب آزمایش مثبت باشه ) رو نخواهند داشت. .بخودمون برگردم من و همسرم الان تو سال چهارم ازدواجمون هستیم ( تیرماه هشتاد و دو عروسیمون بود ) و باور کنید تا یه سال پیش من از لفظ بچه فراری بودم ولی سال پیش بنا به اصرار همسرم که خیلی علاقه به بچه دار شدن داشت قبول کردم و تا یکماه پیش هنوز اون حس پدر شدن بهم دست نداده بود ولی از یکماه پیش که حرکتش رو با دستام حس کردم و یا تو صفحه مانیتور سونوگرافی دیدمش یه حس عجیبی بهم دست داد حس پدر شدن میدونید دیشب خیلی تکون میخورد دستمو که رو شکم همسرم گذاشته بودم کاملا حسش میکردم و دیشب بود که دیگه خواستم زود بیاد دلم میخواد اون صداش تو گوشم بپیچه اون صورتش جلوی چشام باشه و باشه تا بتونم همه عشقم رو بهش بدم