آخرین شمارش معکوس
سلام
بعد یه غیبت چندین روزه خدارو شکر وقت گیر آوردم که بنویسم و اما موضوع بیمارستان که آزمایش 24 ساعته رو دادیم و نتیجه آزمایش 68 در اومد و متفق القول گفتند که تو آزمایشگاه بیمارستان الزهرا که جواب 756 در اومده بود اشتباه کرده اند و 75.6 بود که 7۵6 نوشته اند !!!؟اونم بیمارستانی با اون دبدبه و کبکبه که دستگاهاش آخرین مدل هستند و فلان و فلان.بهرحال همسرم رو مرخص کرده و بخونه آوردیم و سه شنبه این هفته هم بدکتر بردم که واسه روز 11 اردیبهشت ساعت 7 صبح برای بیمارستان معرفی نوشت و حال همسرم هم خدا رو شکر خیلی خوب است و اما از خودم بگم که سه روزه از درد دندون میمیرم (قابل توجه که خانمم و بابام و دائیم دندانپزشک هستند )و هنوز وقت نکرده ام برم برای ویزیت و از طرفی هم یکی از آشناهای نزدیک که خانمش پزشک داخلی هست و یه مرکز بهداشت و سلامت باز کرده اند چند وقت پیش دنبال یه برنامه نویس می گشت که واسه مرکز برنامه بنویسه و منم یکی از همکارانم رو معرفی کردم و همکارم هم بخاطر من یه مبلغ خیلی کم نسبت به بقیه پیشنهاد داد و بدون گرفتن پیش پرداخت و عقد قرارداد از قبل عید برنامه رو شروع و 3 هفته پیش تحویل داد و حالا اونا پول اون همکارم رو نمیدن و دیروز همکارم زنگ زد که چه خبر و منم گفتم خبر میدم و بعدش به اون آقای محترم زنگ زدم که پول اون دوستم رو پرداخت کنند که گفت فردا (یعنی جمعه) زنگ میزنم و میدم که هیچ خبری نشد و من موندم و کلی شرمندگی و بقول همسرم باید پشت دستم رو داغ کنم و دیگه واسه هیچ کس کاری انجام ندم.و اما یه موضوع خیلی جالب دو روز پیش مامانم برای خونمون کارگر آورده بود که همه جا رو تمیز کنه و کلی سفارش که اینو بخر و اونو بخر و غروب بود رفتم دیدم بله خونه چی شده مخصوصا اتاق میشا که آدم دلش نمیاد بیرون بیاد و خلاصه بعد رفتن کارگر که مامانم رو میخواستم ببرم دیدم جلوی اتاق خواب دوتا پتو رو زمین مونده گفتم مامان یادتون رفته اینا رو بردارین و برگشت با قیافه حق به جانب گفت نه خیر یادمون نرفته اونا مال تو که این چند روز رو بری پذیرایی جلوی تلویزیون بخوابی و تخت و اتاق رو بهم نزنی !!! و چهارشنبه شب که خونه مامانم مهمون بودم و پنجشنبه هم خونه مادرخانمم و امروز باید جلوی تلویزون رو پتو بخوابیم انصاف که من حتی زمانی که دانشجو و مجردهم بودم رو پتو نخوابیده بودم.