سلام

بالاخره خانمم مرخص شد نتیجه آزمایش و فشارش نرمال بود و دکتر مرخص کرد و گفت تا شنبه که مطبش میریم تو خونه استراحت کنه و داپلر رنگی هم که جوابش رو داده بودند میشامو کاملا سالم نشون داده بود و مامان و دختر هر دو حالشون خوب به خونه برگشتند و امیدوارم که با دعاهای شما دوستان این یکی دو هفته رو سالم باشند تا ماه هشتم شروع بشه.در اینجا لازم میدونم از تک تک شما دوستان کمال تشکر رو بکنم از رهای عزیز که چند بار تو وبلاگش برای همسرم و میشام دعا کرده و خواسته بود تا تمامی دوستاش دعا کنند ، از شبنم عزیز که با تلفنش با حرفاش روحیه تازه به همسرم داد ، از لیلای عزیز(لی لی حوضک) که با نوشته هاش حس مادری رو بیش از بیش تو همسرم بوجود آورد و از بقیه دوستان .و اما پریروز همسرم رو  مرخص کردم و بخونه مامانش بردم وشب اونطوری گذشت دیروز بعد اداره بخونه مادر خانمم رفتم (بخاطر عید کلاسهامو تعطیل کردم ) و تازه بخونه رسیده بودم  و نهارم رو خورده بودم که متاسفانه همسرم با یه حرفش خیلی منو رنجوند و خیلی ناراحت شدم و بعد کمی بیرون اومدم (به خودش هم گفتم ولی چه فایده حرف از دهن بیرون اومده بود ) و مطب یکی از دوستام رفتم و مدتی اونجا موندم و بعد خونه خودمون اومدم .میدونم حتما میگید اون الان تو وضعیت بحرانیه و باید رعایتش کنم و از این حرفها ولی بمن هم حق بدید مگه من کم کشیدم  چندین شبه که نخوابیدم سرکار که هستم دلم بکار نمیره تو کلاس که هستم نمیدونم چطوری کلاس رو به پایان برسونم منم نگرانم منم ناراحتم ولی با همه این حرفها شب چندین بار باهاش حرف زدم وسعی کردم مسئله پیش اومده رو فراموش کنم و امروز (پنجشنبه) هم که اداره تعطیل بود تا صبح ساعت 8.30 خوابیدم و چه حالی کردم و بعدش یخچالمون ایراد پیدا کرده به نمایندگیش تلفن زدم و گفت کارشناس میفرسته که تا الان 13.40 فعلا خبری نشده و بیاد بره منم میرم پیش همسرم خوب فعلا تا اینقدر تا بعد.